محمد مهدى ملايرى
327
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
زيبايى چنان بودند كه آنها را هم مىگفتند كه كار جنيان است . اين دروازهها هم خود داستانى دارند كه در مجموعهء داستانهاى انتقال فرهنگى اين دوران شنيدنى است . نوشتهاند اين دروازهها چهار عدد بودند و هنگامى كه حجاج خواست آنها را از جايشان بكند و به واسط ببرد مردم زندورد كه اين كار حجاج را تجاوزى ناروا به حقوق و اموال خود مىيافتند زبان به اعتراض گشودند ، ولى حجاج نه به اعتراض آنها و نه به استدلال ايشان كه ، اعراب به آنها در جان و مالشان امان دادهاند ، وقعى ننهاد « 1 » . و آن دروازهها را از آنجا كند و برد و در واسط كار گذاشت . اما سرگذشت دروازهها به همينجا پايان نيافت چون آنها به واسط حجاج هم وفا نكردند . و هنگامى كه منصور خليفه عباسى به ساختن شهرى در سرزمين بغداد پرداخت ، كه نخست آن را دار السلام خواندند ولى بعدها نام اصلى آن منطقه يعنى بغداد بر آن غلبه يافت ، او هم اين درها را از واسط حجاج كند و در دار السلام خود كار گذارد « 2 » . * * * دير زندورد مسيحيان ايرانى كه چنان كه گذشت از دوران ساسانى در اين استان كسكر داراى مراكز مهمى بودند ، در بغداد ديرى داشتند كه به نام دير زندورد خوانده مىشد ، و آن يكى از چهار دير معروفى بود كه جشنهاى ساليانه مسيحيان در آنجا برگزار مىشد . به گفته ياقوت مراسم جشنهاى مسيحيان بغداد به نوبت در يكى از چهار دير معروف آنجا به نامهاى دير العاصية و دير الرزيقية و دير الزندورد و دير در ماليس برگزار مىشد . و در آن ايام مسيحيان و ديگران براى جشن و تفريح در آنجاها گرد مىآمدند « 3 » . شابشتى در كتاب الديارات محل دير زندورد را در بخش شرقى بغداد نشان داده و گويد صحن دير باغى است به تمامى پوشيده از درختان ميوه و اترج و تاكستانهاى انگور كه از بهترين انواع انگورهاى بغداد بوده و در همانجا از آن
--> ( 1 ) . ياقوت 3 / 63 ذيل سرابيط و همچنين 4 / 884 ذيل واسط . ( 2 ) . ياقوت 1 / 684 . ( 3 ) . ياقوت 2 / 660 .